خرید بک لینک

درباره سایت

alone girl

سلام دوستان گلم.تو این وبلاگ حرف دل شما زده شده.خوشحال میشم نظر بذارید.

امکانات وب

هــر شب در رویــاهایم

تو را می بینـــم , تو را حــس می کنم 

من اینگونه تو را می شنــــاسم و همینطور

از ورای فاصــله ای طولانی , و فضایی که بیــن ما وجود دارد

تو آمده ای که خود را به من نشـــان دهی و همینطور

نزدیک , دور , هـــر کجا که هستی

من اعتقاد دارم که قلبــــم به تپش ادامه خواهد داد

یکبار دیگر , در را باز می کنی و وارد قلبـــــــم می شوی

و قلبـــــم به تپش ادامه خواهد داد

عشق را فقط یکــبار که به آن دست یابی , تا آخر عمر با تو خواهد بود

و هرگـــز عشقت را از دست نده ,تا زمانی که زنده ایم

عشـــق , زمانی بود که من عاشق تو شدم

در یک زمان حقیقی , تو را در آغـــوش گرفتم

و زندگـــــی ما کماکان ادامه خواهد یافت

نزدیک , دور , هر کـــجا که هستی

من اعتقـــاد دارم که قلبم به تپش ادامه خواهد داد

یکبار دیگر , در را باز می کنی و وارد قلبـــــــم می شوی

و قلبـــــم به تپش ادامه خواهد داد

چون تو اینجایی , از هیچ چیز نمی هراســـــم

و می دانم که قلبم به تپــش ادامه خواهد داد

ما همیشه , به همین شــکل باقی خواهیم ماند

تـــو در قلب من به سلامت میمانی

و قـــلب من به تپش ادامه خـــواهد داد

۰

برچسب: نویسنده: maryam تاريخ: 26 / 3 ساعت: 4:13 PM

مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم
با خیال او ولی تنهای تنها میروم
در جوابم شاید او حتی نگوید “کیستی ؟”
شاید او حتی بگوید “لایق من نیستی”
مینویسم من که عمری با خیالت زیستم
گاهی از من یاد کن ، حالا که دیگر نیستم

برچسب: نویسنده: maryam تاريخ: 26 / 3 ساعت: 3:44 PM

شنــــــیدم اونی کهــــــ منــــــ

بخاطــــــر رفتــــــنش گریــــــــــــه کردمــــــ

رفتهــــ و واسهــــ دوســــــتاش تعریفــــــ کردهــــ

و کلـــــــــــ ـ ـی خندیــــــــــدن

برچسب: نویسنده: maryam تاريخ: 24 / 3 ساعت: 2:56 PM

این روزها

جای خالی " تـو " را با عروسکی پر می کنم

همانند توست

مرا " دوست ندارد "

احساس ندارد !

اما هر چه هست

" دل شـکـســتـن " بلد نیست ...!!!

برچسب: نویسنده: maryam تاريخ: 24 / 3 ساعت: 2:45 PM

هـــزار بار این پهلو اون پهـــــــــــــــــــــلو میــــــــشم

فایــــــــده ای نداره این تخـــــــــــت خواب

آغـــــــوش گرم تــــــــــورو کم داره

رفتنت دلمو میلرزونه و عاشــــــــــــق ترم میــــــــــکنه

وقتــــــــــی که هرجوری شده دلت میـــــــــــــــــخواد

 منو بــــــــه یه هم آغوشی عاشــــــــــــقانه دعوت کنـــــــی

وای چـــه لذتی داره آغــــــــوش گــــــــــــــرمت

مرد من امشــــــــــــب کی رو به آغـــــــوش گرفتی؟

برچسب: نویسنده: maryam تاريخ: 23 / 3 ساعت: 4:28 PM

چشم من بیا منو یاری بکن
گونه هام خشکیده شد کاری بکن
غیر گریه مگه کاری میشه کرد
کاری از ما نمیاد زاری بکن
اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه میخواد
هر چی دریا رو زمین داره خدا
با تموم ابرای آسمونا
کاشکی می داد همه رو به چشم من
تا چشام به حال من گریه کنن
اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه میخواد
قصه ی گذشته های خوب من
خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن
حالا باید سر رو زانوم بذارم
تا قیامت اشک حسرت ببارم
دل هیچکی مثل من غم نداره
مثل من غربت و ماتم نداره
حالا که گریه دوای دردمه
چرا چشمم اشک شوکم میاره
خورشید روشن ما رو دزدیدن
زیر اون ابرای سنگین کشیدن
همه جا رنگ سیاه ماتمه
فرصت موندنمون خیلی کمه
اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه می خواد
سرنوشت چشاش کوره نمیبینه
زخم خنجرش میمونه تو سینه
لب بسته سینه ی غرق به خون
قصه ی موندن آدم همینه
اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه میخواد

برچسب: نویسنده: maryam تاريخ: 13 / 3 ساعت: 4:05 PM

خودت را تصور کن!
بی او
شاید بفهمی چه کشیدم
بی تو

برچسب: نویسنده: maryam تاريخ: 9 / 3 ساعت: 4:49 AM

کاش آدم ها یکم جرات داشتن
گوشی رو برمیداشتن و زنگ میزدن و میگفتن :
ببین ؛ دلم واست تنگ شده ،
واسه هیچ چیز دیگه ای هم زنگ نزدم

برچسب: نویسنده: maryam تاريخ: 9 / 3 ساعت: 4:33 AM

یه وقتایی هست که هی بیدار میمونی با خودت میگی

الانه که زنگ بزنه

الانه که اس بده

الانه که

و همین روال ادامه پیدا میکنه تا زمانیکه باورت میشه واقعا رفته

برچسب: نویسنده: maryam تاريخ: 9 / 3 ساعت: 4:44 AM

عشق چیست؟

مفهوم عشق در علوم مختلف

از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:معرفت خداست .

از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد .

از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان .

از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است .

از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهی است .

از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد

از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست .

از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم ربائی هست که قلب را به سوی خود می کشد

از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد .

از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .

از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود .

از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد .

از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود.

از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست

که درون قلب اثر می گذارد 
از خودم پرسیدم عشق چیست؟گفتم: عشق این است که خودت را نادیده بگیری

 

برچسب: نویسنده: maryam تاريخ: 8 / 3 ساعت: 6:17 PM

روسریت را درست ببند
لباسهایت پوشیده باشد
آرایش نکن
حتی اگر راه دارد زیبا هم نباش
دخترک پنهان کن خویش را
این جا ایران است
...در دانشگاه هزاران خواستگار داری دخترک
اما تنها خواستار یک شبند
در خیابان هزاران راننده ی شخصی داری
اما مقصد همه مکان خالیست و بس
کمی نگاه کن؟؟؟
در میان دوستانت برادرها داری
باور میکنی؟؟؟
روی خوش نشان بده تا ببینی
این برادران چگونه هم خوابت خواهند بود
دخترک کمی راحت بگیری تمام نمراتت هم 20 میشود
اگر آن دوست همخواب مثل برادر بود
استاد هم میشود پدر
دخترک روز به روز میترسی
آزرده خاطر میشوی
کمی که فکر کنی
لرزه بر تنت مینشیند
دخترک این جا چشمها گرسنه تر از معده ها هستند
سیرآب شدن برای چشم ها خیالی باطل است
از دید مردم اینجا
اگر زشت باشی هرزه ای
اگر زیبا فاحشه
اگر اجتماعی برخورد کنی
میگویند خراب است و
اگر سرد باشی
میگویند قیمتش بالاست
دخترک اینجا زن بودن دل شیر میخواهد
اینجا باید مرد باشی تا بخواهی زن باشی
زن بودن یعنی زیبا بودن
زیبا حرف زدن
زیبا نگاه کردن
زیبا خندیدن
زیبا محبت کردن
و
زیبا وفادار ماندن
چه کنم که اینجا تمام زیبا رویان را فاحشه میدانند
ذهن آزرده ات پر است از
صدای بوق و سوت و تکه کلام ها و نگاه های هوس ناک
پر است از ترس از خانه بیرون آمدن
ترس از اعتماد و تکیه به یک مرد
زن که باشی
اینجا که باشی
فکرت میشود همین ها
اینجا کشور من است
همان کشوری که دینش اسلام است
همان که مردمش در امنیت کامل هستند
همان کشور که نامش ایران است
آری اینجا ایران من است
ایجا....
ایجا همان ویران من است

برچسب: نویسنده: maryam تاريخ: 2 / 3 ساعت: 7:15 PM

خدایا!یا خیلی برگردون عقب یابزن بره جلو اینجای زندگی دلم خیلی گرفته

برچسب: نویسنده: maryam تاريخ: 2 / 3 ساعت: 6:59 PM

زن و شوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند. آنها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند.

 زن جوان: “یواشتر برو من می ترسم” مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره! زن جوان: “خواهش می کنم، من خیلی میترسم.

مردجوان: “خوب، اما اول باید بگی دوستم داری!” زن جوان: “دوستت دارم، حالا میشه یواشتر برونی؟

مرد جوان: “مرا محکم بگیر” زن جوان: “خوب، حالا میشه یواشتر؟” مرد جوان: “باشه، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سرت بذاری، آخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه.”

روز بعد روزنامه ها نوشتند برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید. در این سانحه که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت.

مرد از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند و این است عشق

واقعی!

برچسب: نویسنده: maryam تاريخ: 2 / 3 ساعت: 6:20 PM

تو برو پیچک من ، فکر تنهایی این قلب مرا هیچ مکن ، رو پیشانی من چیزی نیست ، غیر یک قصه پر از بی کسی و تنهایی

برچسب: نویسنده: maryam تاريخ: 1 / 3 ساعت: 8:33 PM

پای یک درخت رسید ،***** صدای خوبی شنید

نگاهی کرد به بالا ،***** صاحب صدا رو دید

یه قناری بود قشنگ ، *****بال و پر ، پر آب و رنگ

وقتی جیک جیکو میکرد ،***** آب میکردش دل سنگ

kalagh02[radsms]

قلب زاغ تکونی خورد ،***** قناری عقلشو برد

توی فکر قناری ، ***** تا دو روز غذا نخورد

kalagh03[radsms]

روز سوم کلاغه ، ***** رفتش پیش قناری

گفتش عزیزم سلام ، ***** اومدم خواستگاری

kalagh04[radsms]

نگاهی کرد قناری ، ***** بالا و پایین، راست و چپ
 
پوزخندی زد به کلاغ ،***** گفتش که عجب! عجب
 
منقار من قلمی ،***** منقار تو بیست وجب
 
واسه چی زنت بشم؟***** مغز من نکرده تب
 
کلاغه دلش شیکست ،***** ولی دید یه راهی هست
 
برای سفر به شهر ،***** بار و بندیلش رو بست
 
یه مدت از کلاغه ،***** هیچ کجا خبر نبود
 
وقتی برگشت به خونه *****از نوکش اثر نبود
 
داده بود عمل کنن ، ***** منقار درازشو
 
فکر کرد این بار میخره ،***** قناریه نازشو
 
 
 
باز کلاغ دلش شیکست ،***** نگاه کرد به سر و دست
 
آره خب، سیاه بودش! ***** اینجوری بوده و هست
 
دوباره یه فکری کرد ، ***** رنگ مو تهیه کرد
 
خودشو از سر تا پا ،*****رفت و کردش زرد زرد
 
رفتش و گفت: قناری!***** اومدم خواستگاری
 
شدم عینهو خودت ،***** بگو که دوسم داری
 

اخمای قناریه ،***** دوباره رفتش تو هم

kalagh05[radsms]

کلهمو نگاه بکن ،***** گیسوهام پر پیچ و خم
 
موهای روی سرت ،***** وای که هست خیلی کم
 
فردا روزی تاس میشی!***** زندگیمون میشه غم
 
کلاغ رفتش خونه *****نگاه کرد به آیینه
 
نکنه خدا جونم !*****سرنوشت من اینه؟!
 
ولی نا امید نشد ،*****رفت تو فکر کلاگیس
 
گذاشت اونو رو سرش ، *****تفی کرد با دو تا لیس
 
کلاه گیسه چسبیدش ،***** خیلی محکم و تمیز
 

روی کلهی کلاغ ،***** نمیخورد حتی لیز

kalagh06[radsms]

نگاه که خوب میکنم ،***** میبینم گردنتو
 
یه جورایی درازه ، ***** نمیشم من زن تو
 
کلاغه رفتشو من ،***** نمیدونم چی جوری
 
وقتی اومدش ولی ، ***** گردنش بود اینجوری
 
 
 
خجالت نمیکشی؟*****واسه گوشتای شیکم!؟
 
دوست دارم شوهر من ، *****باشه پیمناست دست کم!
 
دیگه از فردا کلاغ ،*****حسابی رفت تو رژیم
 
میکردش بدنسازی ، *****بارفیکس و دمبل و سیم
 
بعدش هم میرفت تو پارک ،*****میدویید راهای دور
 

آره این کلاغ ما ،*****خیلی خیلی بود صبور

kalagh08[radsms]

واسه ریختن عرق ، *****میکردش طناببازی
 
ولی از روند کار ، *****نبودش خیلی راضی
 
پا شدی رفتش به شهر ،***** دنبال دکتر خوب
 
دو هفته بستری شد ، *****که بشه یه تیکه چوب
 
قرصای جور و واجور ،*****رژیمای رنگارنگ
 
تمرینهای ورزشی ، *****لباسای کیپ تنگ
 
آخرش اومد رو فرم ،*****هیکل و وزن کلاغ
 

با هزار تا آرزو ، *****اومدش به سمت باغ

kalagh09[radsms]

وقتی از دور میومد ، *****شنیدش صدای ساز
 
تنبک و تنبور و دف ، *****شادی و رقص و آواز
 
دل زاغه هری ریخت !***** نکنه قناریه؟
 

شایدم عروسی *****بازای شکاریه

kalagh10[radsms]

دیدش ای وای قناری ، *****پوشیده رخت عروس
 
یعنی دامادش کیه؟*****طاووسه یا که خروس؟
 
هی کی هست لابد تو تیپ ، *****حرف اولو میزنه!
 
توی هیکل و صورت ، *****صد برابر منه
 
کلاغه رفتشو دید ،*****شوهر قناری رو
 
شوکه شد ، نمیدونست، *****چیز اصل کاری رو!
 
میدونین مشکل کار ،***** از همون اول چی بود؟
 

کلاغه دوچرخه داشت ،*****صاحب بی ام و نبود

kalagh11[radsms]

برچسب: نویسنده: maryam تاريخ: 2 / 3 ساعت: 6:25 PM

داستان زیبای دلقک,داستان کوتاه دلقک,داستان

 

روزی مردی نزد پزشک روانشناس معروف شهر خود رفت. وقتی پزشک او را دید دلیل آمدنش را پرسید، مرد رو به پزشک کردو از غم های بزرگی که در دل داشت برای دکتر تعریف کرد.مرد گفت: دلم از آدم ها گرفته از دروغگویی ها، از دورویی ها، از نامردی ها، از تنهایی، از خیلی ها از… مرد ادامه داد و گفت: از این زندگی خسته شده ام، از این دنیا بیزارم ولی نمی دانم چه باید کنم، نمی دانم غم هایم را پیش چه کسی مداوا کنم پزشک به مرد گفت: من کسی را می شناسم که می تواند مشکل تورا حل نمایید. به فلان سیرک برو او دلقک معروف شهر است. کسی است که همه را شاد می کند، همه را می خنداند، مطمئنم اگر پیش او بروی مشکلت حل می شود. هیچ کسی با وجود او غمگین نخواهد بود.مرد از پزشک تشکر کرد و در حالی که از مطب پزشک خارج می شد رو به پزشک کرد و گفت: مشکل اینجاست که آن دلقک خود منم...

برچسب: نویسنده: maryam تاريخ: 1 / 3 ساعت: 6:52 PM

روزای خیلی طلایی یادته؟ روز ترس از جدایی، یادته؟
روز تمرین اشاره یادته؟ شب چیدن ستاره یادته؟
شعرای کتاب درسی یادته؟ یادته گفتی می ترسی ،یادته؟
عکسمون تو قاب عکس و ، یادته؟ بله بدون مکث و یادته؟
دستمون تو دست هم بود یادته؟ غصه هامون کم کم بود، یادته؟
چشم نازت مال من بود یادته؟ دیدن من غدغن بود یادته؟
روزگار قهر و آشتی یادته؟ هیج کس و جز من نداشتی ، یادته؟
رویاهای آسمونی ،یادته؟ قول دادی پیشم بمونی، یادته؟
روزای بی غم و غصه یادته؟ ببینم اول قصه یادته؟
عصر ابراز علاقه یادته؟ خبر خوش کلاغه ،یادته
دست گرمت تو زمستون یادته؟ شونه من زیر بارون یادته؟
واسه خنده اجازه یادته؟ اونا که می گفتی رازه ؛ یادته؟
یادته فال های حافظ تو حیاط ؟ یادته قسم جون شاخه نبات؟
گل سرخا رو نچیدیم یادته؟ یه روزی هم و ندیدیم ؛ یادته؟
حرفامون سر صداقت یادته؟ تو ، تو مجازات خیانت ، یادته؟
پنهونی سر قرارا ، یادته؟ تأخیرات توی بهارا یادته؟
گوش ندادیم به نصیحت، یادته؟ گشتنت دنبال فرصت یادته؟
دستات و میخوام بگیرم یادته؟ راستی تو ، بی تو می میرم یادته؟
دونه دادن به کبوتر یادته؟ خاطرات توی دفتر یادته؟
فال با نیت رسیدن یادته؟ طعم قهوه رو چشیدن یادته؟
واسه فال قهوه رو خوردن یادته؟ روزی صد بار بی تو مردن ، یادته؟
یادته دعا، یادته دعای زیر طاقیا ؟ کنار بوته های عقاقیا ؟
زیر اون درخت گیلاس، یادته؟ با دوتا شاخه گل یاس؛ یادته؟
یادته گفتن راز ،به قاصدک ؟ یادته، چه قدر به هم گفتیم، کمک ؟
فکر بودن توی قایق یادته؟ تو به من گفتی شقایق، یادته؟
پیش هم بودیم نذاشتن، یادته؟ اونا ما رو دوست نداشتن ،یادته؟
نامه بدون امضاء یادته؟ اسم مستعار رویا ، یادته؟
طرح اون انگشتر من یادته؟ پاسخ مختصر من یادته؟
فال حافظ شب یلدا ، یادته؟ اسمم و گذاشتی شیدا یادته؟
چیزی خواستیم از خدامون یادته؟ مستجاب نشد دعامون، یادته؟
چشمون زدن حسودا یادته؟ چشامون شد مثل رودا ، یادته؟
گفتی ما باید جداشیم یادته؟
گفتی ما باید جداشیم یادته؟ گفتی باید بی وفاشیم ، یادته؟
یه دفه ازم بریدی ؛ یادته؟ خط رو اسم من کشیدی ؛یادته؟
گفتی عشق تو هوس بود یادته؟ گفتی خوب بود ولی، بس بود یادته؟
حلقه من دست تو دیدم؛ یادته؟
حلقه من دست تو دیدم یادته؟ کلی سرزنش شنیدم ؛ یادته؟
چشم من به چشمت افتاد یادته؟کاری که دست دلم داد ؛ یادته؟
حالا اومدم، همون جا وایسادم؛
حالا اومدم همون جا وایسادم که تقاضای تو رو جواب دادم
دراوردم از دسم انگشتر و، جا گذاشتمش همونجا ، دفتر و
اما قول دادم به قلبم و خدا، دیگه دل ندم به عشق آدما
حیف شعری که نوشتم یادته ؛ شعر من بدم باشه، زیادته، حیف شعری که نوشتم یادته
شعر من بده ولی، زیادته
 

 عشق

برچسب: نویسنده: maryam تاريخ: 1 / 3 ساعت: 12:58 AM

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادرپسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!


برچسب: نویسنده: maryam تاريخ: 1 / 3 ساعت: 3:29 PM

کافه چی!

قهوه ام را شیرین کن آن روزها که تلخ میخوردم روزگارم شیرین بود!!!!!!!!!!!!!!!

برچسب: نویسنده: maryam تاريخ: 1 / 3 ساعت: 3:25 PM

صفحه بندی